شمارهٔ ۲ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
حریف غالب اولاد ساقی کوثر
که بود شیوهٔ او قسمت شراب سخا
چراغ بزم صفا شاه قاسمی که چو مهر
جهان فروزی او ذرهای نداشت خفا
خمار شیب چو امسال سر گرانش کرد
رساند ساقی دوران به او شراب صبی
زمانه تا سر سالش اگر امان دادی
وزو سه ماه دگر زیب داشتی دنیا
خرد هر آینه گفتی برای تاریخش
کشیده جام اجل شاه قاسم مولا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غالب در این شعر به وصف حریف خود، شاه قاسمی میپردازد. او را به عنوان ساقی کوثر و چراغ بزم صفا معرفی میکند که درخشش او مشابه خورشید است. در ادامه، به حال و روز شاه قاسمی و لذتهایی که از شراب میبرد، اشاره میکند و به این نکته میپردازد که اگر زمان به او اجازه دهد، میتواند از زیباییهای زندگی بهرهمند شود. در نهایت، شاعر به ناامیدی از سرنوشت و زمانه اشاره میکند و به سرنوشتی که برای شاه قاسمی رقم خورده است، میپردازد.