شمارهٔ ۱۱۷ - در مرثیه یکی از خواتین فرماید محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
همای آشیان سلطنت شهزاده سلطانم
مه خورشید پرتو مه چه رایات سلطانی
مهین بانو که بر تخت تجرد داشت چون مریم
ببر تشریف لم یمسسنی از بس پاکدامانی
به عزم گلشن فردوس زرین محملش ناگه
به دوش حور و غلمان شد روان زین عالم فانی
چو کرد آن ثانی مریم وداع شاه عیسی دم
پی تاریخ گفتم حیف و آه از مریم ثانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و پاکدامنی یک زن، که به مریم (مادر عیسی) تشبیه شده، صحبت میکند. شاعر به مقام والای این زن اشاره دارد که مانند خورشید درخشان است و به خاطر پاکدامنیاش از دیگران متمایز است. او به سفر او به گلشن فردوس و وداعاش با دنیای فانی پرداخته و از او به عنوان مریم ثانی یاد میکند. شاعر در نهایت حسرتی از فقدان او ابراز میکند.