نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

اشعث طماع عهد خود جمال قصه خوان

آن که چون او طامعی در بحر و بر صورت نبست

جمریانش ناگهان کشتند و هر فردی که بود

رست از اخذ و جهید آن خر گدای زرپرست

عقل چون تاریخ قتلش خواست از پیر خرد

گفت هر فردی که بود از اشعث طماع رست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شخصی به نام اشعث طماع اشاره می‌کند که در زمان خود معروف بوده و به دنبال منفعت‌های خود بوده است. او به گونه‌ای توصیف می‌شود که با وجود طمعش، در لحظه‌ای ناگهان از بین می‌رود و همه کسانی که از دست او رسته‌اند، از چنگال او نجات پیدا می‌کنند. در نهایت، عقل به تاریخ این فرد نگاهی می‌کند و نتیجه می‌گیرد که هر کسی که از طمع او دور شده، چگونه از مصیبت نجات یافته است.