نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - وله ایضا محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خورشید آسمان وزارت که روی ملک

آئینه‌وش ز صیقل عدلش منور است

سلطان بارگاه سیادت که عهد او

پاینده دار دولت آل پیامبر است

آن داور زمانه که دارائی جهان

برقد کبریاش لباس محقر است

آن والی زمانه که کوس ولای او

یکباره هر که زد دو جهانش مسخر است

یعنی امین دین محمد که نام او

بر لوح دل نشسته‌تر از سکه بر زر است

بودش به من گمان خطائی که ذات من

در ارتکاب آن ز ملک بی‌گنه‌تر است

با آن که داده بود به خود مدتی قرار

کاظهار آن مخالف تمکین و لنگر است

زانجا که نکته پروری طبع شوخ اوست

زانجا که شوخ طبعی آن نکته‌پرور است

صندوق نار دوش فرستاد بهر من

یعنی که مجرمی و تو را نار در خور است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف بزرگی و مقام سلطانی می‌پردازد که در دوران خود، عدالت را تجلی می‌بخشد و بر کشور اسلامی تأثیرگذار است. شاعر از ویژگی‌های این سلطان می‌گوید که چطور ثروت و قدرت به واسطهٔ او شکل می‌گیرد و همگان را به زیر سلطه خود در می‌آورد. همچنین، شاعر به خودانتقادی و حس گناه در درون خود اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که با وجود برچسب مجرمی که بر خود می‌زند، در حقیقت از بسیاری از گناهان پاک‌تر است. در نهایت، به بیان پیامدهای منفی و احساس فشار ناشی از اقدامات مخالفان نیز اشاره می‌کند.