نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ - قطعه محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا رخش طبعم از پی معنی تکاور است

میدان نورد مدحت مقصود قشر است

آن بی‌نماز کعب که جسم پلید او

از خاکروب دیر کشیشان مخمر است

وان حیله ساز شوم که تا زاده مادرش

در مکر و زرق و شید به شیطان برابر است

دستار سرخ اوست عروسانه معجری

وان عقده‌ها نمونه چین‌های معجر است

آن گنبدی که بر سرش از چار خانگیست

چون می‌نهد به خانه قوچی برابر است

از استر چموش فزونست بد رگیش

وزخر به زیر قنتر دوران زبون‌تر است

قنتر کشیده گر سوی بازارش آورند

گویند از امتحان که خریدار این خر است

چون خان و مان سیه شده‌ای از زر حرام

بیعش کند به یک دو سه پولی که در خور است

گر قنترش کنند به حیلت ز سر برون

عذر آورند کاین ز الاغان دیگر است

فی‌الحال فسخ بیع کند مشتری ز خشم

گوید کزین معامله مقصود قنتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری انتقادی است که به نقد برخی از افراد و وضعیت‌های اجتماعی می‌پردازد. شاعر به توصیف فردی می‌پردازد که به ظاهری زیبا و فریبنده (مانند دستار سرخ و عروسی معجر) مجهز است، ولی در باطن ناپاک و حتی مکار است. او به نمادهای مذهبی نیز اشاره می‌کند و از روحانیون و کعبه به عنوان مکان‌های مقدس یاد می‌کند، در حالی که برخی از افراد به بازی با این نمادها می‌پردازند. شاعر از وضعیت انسان‌ها و معامله‌هایی که به‌واسطه زر و زیورهای حرام شکل می‌گیرند، انتقاد می‌کند و به بی‌اعتمادی نسبت به این معاملات اشاره دارد. در کل، این شعر به نقد فریب‌ها و ظاهرگرایی‌های جامعه می‌پردازد.