شمارهٔ ۳۰ - در تقاضای صله فرماید محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای به ذات کریم بیهمتا
وی به طبع سلیم بیمانند
وی به نخجیر گاه دهر تو را
شیر گردون کمینه صید کمند
ظل قدرت چو آسمان عالی
قدر ظلت چو آفتاب بلند
در رهت همچو بندگان همه روز
خور به تشریف چاکری خرسند
بر درت همچو چاکران همه شب
مه به عنوان بندگی دربند
افتابا سپهر ایوا نا
ای به عونت سپهر حاجتمند
وی به لطف تو چرخ اطلس بود
از مه و افتاب زیور بند
خلعتی کز تن مبارک خود
وعده کردی به این فقیر نژند
بس که میباید از تن تو شرف
که نیاید ز خلق چشم گزند
ترسم آن دم که لطف فرمائی
از بر من فرشتهها به برند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش یک وجود والا و پرهیزگار اختصاص دارد که به عنوان منبع قدرت و زیبایی شناخته میشود. شاعر با توصیف صفات عالی این ذات کریم، از قدرت و عظمت او سخن میگوید و از بندگی و تسلیم خود در برابر او میگوید. او همچنین به انتظار لطف و عنایت این موجود اشاره میکند و ابراز امیدواری میکند که در لحظات خاص، فرشتگان به او نزدیک شوند و او را از نعمتهای بیشتری بهرهمند سازند. بهطور کلی، شعر نمایانگر عشق و ارادت عمیق شاعر به خداوند و امید به دریافت رحمت اوست.