شمارهٔ ۴۳ - در مدح میر محمد مؤمن فرماید محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گوشوار گوش دوران درةالتاج جهان
قرةالاعیان محمدمؤمن آن عالی گوهر
چون فتاد از موج بحر آفرینش بر کنار
با قدومی از نجوم آسمان مسعودتر
گوهر بحر سعادت خواندمش کان گنج را
تارک ارای قبایل یافت صراف نظر
این هم از اقبال او دیدم که از دریای فکر
چون فروشد عقل کارد در دریای دگر
گوهر بحر سعادت بود یک تاریخ او
تارک آرای قبایل گشت تاریخ دگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف ارزش و ویژگیهای انسانی میپردازد که به عنوان "گوشوار" و "عالی گوهر" از آن یاد میکند. او این فرد را به گنجی شگفتانگیز تشبیه میکند که از دل موجهای آفرینش بیرون آمده و با ویژگیهایی برتر از ستارگان آسمان، به طرز بارز و قابل توجهی در جامعه ظاهر شده است. شاعر همچنین به شکلگیری تاریخ و تأثیرات فکری این شخص اشاره میکند و به نوعی تلنگر به نقش او در تغییر و تحولات اجتماعی و فرهنگی میزند.