شمارهٔ ۴۴ - وله ایضا محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای چراغ منتظر سوزان که میباید مرا
بهر برخورداری از هر وعدهات عمری دگر
وی خدیو صبر فرمایان که میباید تو را
بینوائی بر در از ایوب صبر اندوزتر
با وجود آن که دست درفشانت مسرفی است
کز عطای اوست کان در خوف و دریا در خطر
در بنای مستقیم الجود میریزد مدام
از نی کلکت شکر همچون نبات از نیشکر
محتشم که امسال افلاسش فزونست از قیاس
از شما انعام خواهد بیشتر از پیشتر
پیشت آمد به هر حال کردن اندک زری
با تمنای مطول با متاع مختصر
از برای او به جای زر فرستادی نبات
تا زبانش دیرتر در جنبش آمد بهر زر
سرکهٔ مفت از عسل با آن که شیرینتر بود
این نبات مفت بود از زهر قاتل تلختر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعریست که در آن شاعر از سختیهای زندگی و نیاز به کمک و نیکی دیگران سخن میگوید. او به چراغی منتظر اشاره میکند که باید او را روشن کند و به وعدههایش برسد. شاعر در این قطعه از صبر و استقامت صحبت میکند و اشاره میکند که حتی در شرایط دشوار، باید به امید و نیکی اعتقاد داشت. او به تقدیر و عطای الهی هم اشاره میکند که با وجود خطرات و دشواریها، امید به بهبود وجود دارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که او نیاز به کمک بیشتری دارد و با وجود فقر و نیاز، با نهایت لطف و محبت به دنبال نجات خود است. همچنین در متنی توصیفی به نوعی مواد غذایی و قیمتی اشاره شده و به تضاد طعمها پرداخته شده است.