شمارهٔ ۴۷ - وله ایضا محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلا دقیقه شناسی و نکتهپردازی
ز من مخواه و مجو از درخت خشک ثمر
که از مفارقت خواجه میرزا علیم
چنان ملول کز ادراک من نمانده اثر
ز من اعزه چو تاریخ فوت او جستند
به عون هم نفسان سکهدار گشت این زر
سمی شاه ولایت علی نوشت یکی
نگاشت سرور حاتم نهاد شخص دگر
اگرچه وقت حساب از غبارخانه فکر
یکی زیاد برآمد برون یکی کمتر
به یک عدد که در اول فزود در ثانی
درست گشت دو تاریخ طبع حیلتگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن اشاره به دشواریهای شناخت و تحلیل دقیق وقایع و شخصیتها دارد. شاعر از کسانی میخواهد که از درختی که میوهای ندارد، چیزی نخواهند، زیرا تجربهای تلخ از جدایی دارد و از دلمشغولیهای فکریاش هیچ نشانهای باقی نمانده است. او به مرور زمان و تاریخ اشاره میکند و اشاره دارد که در جستجوی تاریخ فوت فردی به نام میرزا علیم، سکههای جدیدی به دست آمده است. در نهایت، به پیچیدگیهای زمان و تاریخنگاری و تفاوتهای برداشتها از واقعیات اشاره میکند.