نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵ - وله ایضا محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای تو را قدر و جلال از چرخ ذی قدرت زیاد

وی تو را جود و نوال از بجر گوهرپاش بیش

در زمان چون تو سلطانی که اخراجات من

بی‌تعلل می‌دهد از مخزن احسان خویش

از برای آن زمین کز من به جان شد منتقل

کرده صاحب جمع تو اطلاق مال سال پیش

هر که با مداح خاص الخاص سلطان این کند

با دگر مردم چه باشد داب این بیداد کیش

حسبةلله بر کش از سر این گرگ پوست

تا به مردم خویش را ننماید اندر رنگ میش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به تعریف و ستایش سلطانی می‌پردازد که دارای قدرت و بخشش فراوان است. شاعر به ویژگی‌های مثبت او اشاره می‌کند و می‌گوید که این سلطان در زمانه‌اش بی‌نظیر است و احساناتش به مردم بی‌وقفه ادامه دارد. همچنین انتقاداتی به دیگران می‌کند که نمی‌توانند به اندازه او در کارهای خیر و نیکو عمل کنند. در نهایت، شاعر بر لزوم بازشناسی و تمایز بین نیکوکاران و نمایندگان بد نیت تأکید می‌کند.