نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲ - ایضا در مرثیه محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

قاضی آن عالم اسرار قدر

که خرد خواندیش استاد عقول

یعنی آن مفتی احکام نبی

کز ره صدق نمی‌کرد عدول

آن که کلک دو زبانش بودی

کتب آرار ز فروع و ز اصول

وانکه تاج سر معقولات است

هرچه هست از سخنانش منقول

هم سما رفعت و سامی رتبت

هم سمی شه دین زوج بتول

بی ملالی چو شد از عالم کرد

عالمی را ز غم خویش ملول

بهر او کرد دو تاریخ ادا

زین دو مصراع روان طبع فضول

آه از آن عالم اسرار قدر

وای ازان مفتی احکام رسول

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی قاضی بزرگی است که به عنوان استاد عقل و دانش شناخته می‌شود. او مفتی احکام دینی است و همیشه در راه صدق و درستی قدم برداشته است. سخنان او منبع بسیاری از دانش‌ها و معقولات است و بیانگر مقام بلند او در علم و دین است. شاعر از درد و غم این قاضی سخن می‌گوید و از آنجا که او در عالم فراغت یافت، در اثر اندوهش به یاد کسی دیگر گام برداشته و دو تاریخ برای او ادا کرده است. در کل، شاعر با احساس عشق و افسوس به بزرگی و مقام و نیز درد جدایی از علم و دانایی اشاره می‌کند.