شمارهٔ ۷۰ - قطعه محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
وقت آن شد که به شمشیر زبان
جدل آغازم و کارت سازم
نقد عزت که نه شایستهٔ توست
از تو بستانم و کارت سازم
هر لباسی که بدوزم از هجو
زیب قد چو منارت سازم
واندرین شهر به صد رسوائی
بر خر هجو سوارت سازم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها قصد دارد با استفاده از زبان و کلام خود، به انتقاد از یک شخص یا مسأله بپردازد. او میگوید زمان آن است که با تواناییهای زبانیاش به مقابله بپردازد و از کسی که لیاقت عزت ندارد، نقدی بگیرد. او با اشاره به توانایی خود در ساختن اشعار زشت و مسخره به زیباییهای ظاهری آن فرد میپردازد و در نهایت، قصد دارد با استفاده از این هجویهها، او را در جامعه به رسوایی بکشاند.