شمارهٔ ۷۲ - در مرثیه گوید محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
باز طوفان اجل نابود ساخت
گوهری از قلزم ز خار علم
باز دست مرگ بیهنگام کند
میوهای بایسته از اشجار علم
آن که در طفلی ز استعداد ذات
بود پیدا در رخش آثار علم
وانکه در مهد از جبینش مینمود
جوهر خالص گران مقدار علم
سعد اصغر آن که سعد اکبرش
میستود از پرتو انوار علم
بود آن گلدسته چون از نازکی
زیب گلزار طراوت بار علم
رفت و گفت از بهر تاریخش خرد
آه از آن گلدسته بازار علم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مرگ ناگهانی یک فرد بااستعداد و باعلم اشاره میکند. او به توصیف ویژگیهای برجسته این فرد میپردازد که از دوران کودکیش نشاندهنده استعداد و علمش بوده است. شاعر از زیبایی و نازکی او مانند گلها صحبت میکند و در نهایت با حسرت از رفتن او و تاثیرش بر جامعه علمی سخن میگوید. این شعر به غم از دست رفتن یک شخصیت فاخر علمی و انسانی و تأثیر آن در تاریخ علم اشاره دارد.