نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ - وله ایضا محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای همایون فارس میدان دولت کاورند

کهکشان بهر ستوران تو کاه از کهکشان

گرچه ناچارست بهر هر ستوری کاه و جو

تا به دستور ستور من نیفتد از توان

مرکب من نام جو نشنید هرگز زان سبب

می‌کنم کاه فقط خواهش ز دستور زمان

که به این حیوان رساندن گرچه شغل لازمست

بام اندای منازل هست لازم‌تر از آن

آصفا وقت است تنگ و کاه و در دهها فراخ

خامه در دست تو فرمانبر به تحریک بنان

یک نفس شو ملتفت وز رشحه ریزیهای کلک

زحمت یک ساله کن رفع از من بی‌خانمان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف شخصیتی به نام "همایون فارس" می‌پردازد که در میدان دولت کاورند حضور دارد. شاعر می‌گوید که هر ستاره‌ای به کاه و جو نیاز دارد، اما او از این امر فراری است و تنها به خاطر دستورات زمان، کاه را می‌پذیرد. او بر این باور است که رساندن این "حیوان" (احتمالاً نمادی از ناپایداری یا دشواری) ضروری است، اما مهم‌تر از آن، باید توجه بیشتری به مسیری که باید طی کند داشته باشد. در انتها، شاعر از خواننده می‌خواهد که با دقت به نوشته‌هایش توجه کند تا مشکلاتش حل شود و از بی‌خانمانی نجات یابد.