شمارهٔ ۸۷ - وله ایضا محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یارب امشب از علامتها چه میبیند به خواب
آن که فردا خواهمش کردن علامت در جهان
با کدامین قسمت رسوائی شود یارب قرین
آن که از طبع جهان آشوب من دارد قزان
یافت حرفی زور برائی بالماس خیال
کز عبورش صد خطر دارد لب و کام و زبان
دست و تیغی شد علم کاندر ته هفتم زمین
گاو و ماهی در خیال پس خمند از تاب آن
ای شکار کم هراس غافل خرگوش خواب
شیر خشمآلودی از زنجیر خواهد جست هان
بیش از آن کن فکر کار خود کز اسباب صلاح
از فساد مفسدان چیزی نماند در میان
نیست پر آسان شکستن تو به همچون منی
چون شکستی وای قدر وای عرض و وای جان
خوش نشستی زان زیان ایمن کزو خواهد فکند
کمترین جنبش تزلزل در زمین و آسمان
تا عیارت پرسبک بیرون نیامد از هجا
در ترازو مینهم بهر تو سنگی بس گران
میکنم صد فکر ناخوش باز میگویم که خوش
آن چه امشب خواهی انشا کرد فردا میتوان
میجهد از شست قهر اما به اعراض دگر
تیر پر کش کردهای کز صبر دارم در میان
من که بر وی کردهام صد صحبت از وقت درست
گو صد و یک باش امروزش دگر دادم امان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به خواب و خیالات خود اشاره میکند و از خداوند میخواهد که به او علامتهایی درباره آینده نشان دهد. او از اوضاع آشفتهی جهان و احساس رسوایی و خطر سخن میگوید. در همین حال، نگرانی خود را از فساد و مفسدان بیان میکند و بر این نکته تأکید دارد که شکستن در برابر مشکلات آسان نیست و عواقب آن میتواند بسیار وخیم باشد. او با تصویرهایی از شیر و خرگوش، از خطراتی که در کمین هستند صحبت میکند و در پایان به این نکته میرسد که افکار منفی میتواند به عمل مثبت منجر شود و یادآور میشود که آن چه در خواب و خیال میگذرد، ممکن است در واقعیت به وقوع بپیوندد.