نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳ - در مرثیه فرماید محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

باز فلک سلسله‌ای زد به هم

کز اثرش گشت جهانی حزین

اتشی افروخت که از پرتوش

دود برآمد ز زمان و زمین

فتنه‌ای انگیخت که از هم گسست

سلسله ربط شهور و سنین

فتنه چو بود این که جهان را گذشت

قطب زمین تاج سر اهل دین

آن که در انواع کمالات بود

عالمی از خرمن او خوشه چین

وانکه گرفت از ید علیای علم

ملک شریعت همه زیر نگین

چون به هوای سفر آخرت

توسن همت ز خرد کرد زین

وز پی آسایش جاوید راند

رخش به آرامگه حور عین

غارت آرام ز عالم نمود

فرقت آن عالم عزلت گزین

ای که در این واقعهٔ جان‌گداز

با من بی‌صبر و قراری قرین

ضابطهٔ سال وفاتش اگر

می‌طلبی از من اندوهگین

مگذر ازین بیت که تاریخ اوست

مصرع دقت اثر هشتمین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف یک واقعه‌ی تلخ و فتنه‌آمیز می‌پردازد که بر اثر آن، جهانی غمگین شده است. حوادث موجب آتش‌سوزی و دود در آسمان و زمین گردیده و ارتباط زمان‌ها و دوره‌ها را مختل کرده است. شاعر به دو شخصیت اشاره دارد؛ یکی که دارای کمالات علمی و دینی است و دیگری که دانش را از علی گرفته و علم شریعت را در دست دارد. سپس اشاره می‌کند که با عزیمت به سفر آخرت، او از دنیای فانی رخت بر بسته و به آرامش جاوید رفته است. شاعر از فرقت این عالم بزرگ اندوهگین است و طرز بیان وفات او را مکرراً یادآوری می‌کند. در پایان، او اشاره می‌کند که تاریخ وفات این عالم در بیت هشتم نهفته است.