شمارهٔ ۹۵ - وله ایضا محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زین زمانه شیخ جمال آن که کس ندید
در دهر یک معرف شیرین ادا چو او
چون کرد از کمال رضا وام جان ادا
تاریخش از معرف شیرین ادا بجو
طبعم چو در غمش الف از ب نمیشناخت
یک سال اگر کم است دلا عذر او بگو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شیخ جمال و ویژگیهای خاص او صحبت میکند و میگوید که در زمانهاش کسی مانند او را ندیده است. او از کمال و صفای شیخ میگوید و به شیرینی و معصومیت او اشاره میکند. شاعر همچنین بیان میکند که دلش در غم او دچار مشکل است و به همین دلیل از سالی که از او دور بوده، عذرخواهی میکند.