شمارهٔ ۱۰۱ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بر سر تربتی رسیدم دوش
خرم و غم زدا و محنت کاه
نور مهر علی و عترت او
زان مکان رفته تا به ذروهٔ ماه
با من آن روز از قضا بودند
جمعی از اهل معرفت همراه
گفتم این خاک کیست شخصی گفت
خاک پاک حسین عینالله
گفتم آگه نیم ز تاریخش
از همان مصرعم نمود آگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به سر قبر امام حسین (ع) میرسد و احساسی شاداب و آزاد از غم و محنت دارد. او نور محبت علی و اهل بیت را در آن مکان حس میکند. در اینجا، گروهی از افراد آگاه نیز با او هستند. شاعر از خاک آنجا میپرسد و کسی به او میگوید که این خاک، خاک پاک حسین (ع) است. شاعر سپس از تاریخ امام حسین (ع) میپرسد و میخواهد بیشتر بداند.