شمارهٔ ۹۷ - در شکایت فرماید محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ای بر سبیل حاجت صد محتشم گدایت
وی درکمال حشمت ارباب حاجت از تو
در کوچهٔ ظرافت عمری دواندام از جهل
کردم در آخر اما کسب ظرافت از تو
از مهر من بناحق کردی تمسکی راست
زانسان که اهل حجت کردند حیرت از تو
وین دم به رسم تحصیل دارد کسی که برده
در عرصهٔ سیاست گوی صلابت از تو
ما را نه زر که سازیم او را تسلی از خود
نه شافعی که خواهد یک لحظه مهلت از تو
کو داوری که اکنون گیرد درین میانه
وجه تمسک از من جرم خیانت از تو
اما چه هیچ کس نیست کز وی برآید این کار
عجز و تنزل از ما لطف و مروت از تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات شاعر نسبت به مقام و عظمت یک شخصیت یا صاحب نفسی میپردازد. شاعر از نیاز و حاجتش میگوید و اینکه چگونه در جستجوی کمال و ظرافت، از طریق این شخصیت تلاش کرده است. او به تمسک به محبت و مهر این شخص اشاره کرده و به نوعی از بیعدالتی و مشکلاتی که خود با آن درگیر است، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به ناتوانی و عجز خود اشاره میکند و از لطف و مروت آن شخصیت یاد میکند. این شعرا همزمان بیانگر نیاز به الهام و راهنمایی از سوی دیگران است.