نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹ - قطعه محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بهر جمعی عیب جویان بستم این احرام دوش

کز تعصب چست بر بندم میان خود به هجو

برنیارم بر مراد دل دمی با دوستان

برنیارم تا دمار از دشمنان خود به هجو

در پس زانوی فکرت چون نشستم تا کنم

در سزای ناسزایان امتحان خود به هجو

رستخیزی بود موقوف همین کز ابر طبع

سردهم سیلی و بگشایم دهان خود بد هجو

شد هیولی قابل صورت ولی رخصت نداد

پاکی طبعم که الایم زبان خود به هجو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و معیارهای شاعر در مواجهه با عیب‌جویی و دشنام می‌پردازد. شاعر از تعصب و خصومت دوری می‌کند و بر این باور است که نباید در مقابل دوستان خود به دلخواهی رفتار کند. او به فکر و تأمل درباره دشمنانش می‌پردازد و قصد دارد اختلالات و ناسزاهای دیگران را آزمایش کند. او می‌خواهد در برابر اتهامات و بدگویی‌ها سکوت نکند و به پاسخی منطقی دست یابد. در نهایت، او به پاکی و صداقت طبیعت خود اشاره می‌کند و می‌خواهد که زبانش در مسائل بدی‌ها به دقت رفتار کند.