شمارهٔ ۱۰۴ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گرم صد داغ بر جان میگذارد
کجا داغی چو هجران میگذارد
خوشا تیرت که مرهم خستگان را
به زخم از آب پیکان میگذارد
چه بحر است اینکه درهم کشتی ما
شکست و شکر طوفان میگذارد
گر از ذوق شهادت گردد آگاه
ز کف خضر آب حیوان میگذارد
میندیش و بکش می ابر رحمت
کرا آلوده دامان میگذارد
گذارد گر دمی آسودهام چرخ
کجا آن چشم فتّان میگذارد
به جانم درد عشق بار خوشتر
از آن منت که درمان میگذارد
خوشم با داغ عشق او که این داغ
نه سر بر جا نه سامان میگذارد
ستاد تا فراقش جان مشتاق
چه منتهاش بر جان میگذارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به توصیف احساسات عمیق ناشی از عشق و فراق میپردازد. او از درد و داغ هجران صحبت میکند که به جان انسان تأثیر میگذارد و مقایسهای بین تیر عشق و مرهمی که بر زخمها مینهد، انجام میدهد. همچنین به تموج و مشکلاتی که در مسیر عشق وجود دارد اشاره میکند و نشان میدهد که این دردها چه اندازه میتوانند واقعی و غیرقابل تحمل باشند. در نهایت، شاعر به ارزش و زیبایی عشق اشاره دارد، حتی با وجود درد و رنجی که به همراه دارد، و به تاثیر عمیق آن بر زندگی و جان انسان میبالد.