نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

به هر کام غیر آن شیرین‌سخن می‌پرورد

از سخن شهدی که در کنج دهن می‌پرورد

به هر آغوش رقیب آن سیم‌تن می‌پرورد

سیم خامی کاندرون پیرهن می‌پرورد

ریزد از هم آشیان‌ها را چمن پرا چرا

گر چمن را بهر مرغان چمن می‌پرورد

گر فلک تاری ز گیسویت برد کی بعد از این

ناله را در ناف آهوی ختن می‌پرورد

کرده عشقم عندلیب گلشنی کز لطف و کین

گل برای غیر و خار از بهر من می‌پرورد

برنخیزد بلبلی مشتاق ازین بستان‌سرا

تا فلک می‌پرورد زاغ و زغن می‌پرورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به زیبایی‌های عشق و دلباختگی می‌پردازد. او می‌گوید که هر ناگفته‌ای در عشق به زبان می‌آید و هر حسی که در دل دارد، از نوعی شیرینی و لذت برخوردار است. همچنین به زیبایی معشوق و رقابت عشاق اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق گاهی همراه با درد و رنج است. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت و پرندگان، عشق را به عنوان تجربه‌ای شیرین و همچنین پیچیده معرفی می‌کند و در نهایت بیان می‌کند که عشق او مشابه گل و خار است؛ یعنی بخشی از زیبایی و لذتی که فقط برای دیگران است و خود او درد و رنجی را تحمل می‌کند.