نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نه از جفای تو زیبا صنم نخواهد ماند

همی صنم که صنم خانه هم نخواهد ماند

پیاله‌کش که لب جام این سخن دارد

ببزم جم که جم و جام جم نخواهد ماند

بدین صفت که ره کفر و دین بغمزه زنی

اثر ز دیر و نشان از حرم نخواهد ماند

ز آه سوخته عشق روشنست چو شمع

شب فراق که تا صبحدم نخواهد ماند

فریب دولت ده روزه جهان مشتاق

مخور که شاهی و طبل و علم نخواهد ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زودگذر بودن زیبایی‌ها و لذات دنیوی است. شاعر می‌گوید که زیبایی‌ها و محبت‌هایی که به نظر مهم می‌رسند، در نهایت دوام نخواهند داشت و به زودی ناپدید می‌شوند. او به عشق و فراق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی درد و غم نیز دائمی نیستند. در پایان، شاعر هشدار می‌دهد که نباید به زرق و برق دنیا دل خوش کرد، چرا که سلطنت و قدرت همگی زودگذرند و در این دنیا هیچ چیز دائمی نیست.