شمارهٔ ۱۱ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خضاب از خون عاشق کن نگاری کردهام پیدا
نگار سر و قد گلعذاری کردهام پیدا
بتی من جستهام کز چهرهاش پیداست نور حق
عجب آیینه و آیینهداری کردهام پیدا
به یک ابرش جهاندن شعله در هر خرمن اندازد
ز برق آتش عنان تر شهواری کردهام پیدا
خدنگ غمزه سرکش کردهای صیادوش شوخی
بت صیدافکن عاشق شکاری کردهام پیدا
سزد در داد اول بازم ار نقد دل و دین را
دغل دشمن حریف خوشقماری کردهام پیدا
کنار از بوالهوس جویی به عاشق مهربان خویی
به دشمن دشمنی با یار یاری کردهام پیدا
چه خواهم کرد مشتاق ار ببازم عشق با خوبان
خجسته شغلی و فرخنده کاری کردهام پیدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به عشق و زیبایی میپردازد و از احساسات عمیق خود نسبت به معشوقش صحبت میکند. او عاشقانه میگوید که از خون عشق خود خضابی بر چهره نگار کرده و با او در زیباییهای عالم همصداست. معشوقش را به عنوان یک آینه نورانی توصیف میکند و با وجود ناراحتیها و غمهای عاشقانهاش، او همچنان در جستجوی زیبایی و عشق است. شاعر به تلاطم دلش و بازیهای قلبی با معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی از دشمنیها و دشواریها هم به عشق خود دست نمیکشد. در نهایت، او با اشاره به شوق و آرزوهای عاشقانهاش، نشان میدهد که تلاش میکند تا در عشق خود پایدار و خوشحال باشد.