شمارهٔ ۱۱۵ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گفتی او راست وفاپیشه بلی گر میبود
اندکی ایدل ازین حال تو بهتر میبود
با من اکنون که بمهر است مرا حال این است
وه چه میکردم اگر یار ستمگر میبود
گفتی ار چاره هجرانطلبی باش صبور
چاره صبر است بلی کاش میسر میبود
چاره هجر که آنهم نکند میکردم
غیر مردن اگرم چاره دیگر میبود
میگذشت آه چه بر جان خلایق مشتاق
روز حشر ار به شب هجر برابر میبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف عشق و مشکلات ناشی از آن میپردازد. او از وفاداری و راستگویی معشوق سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که اگر معشوق به او وفا میکرد، حالش بهتر بود. همچنین، او به درد هجران و صبری که در این شرایط باید تحمل کند، اشاره میکند و میگوید که چارهای جز مرگ برایش وجود ندارد. در نهایت، شاعر به شدت اندوه و آرزوی از بین رفتن این درد اشاره میکند و به این فکر میکند که آیا روز رستاخیز، که همه چیز برابر میشود، دردی که در عشق میکشد، تسکین مییابد یا نه.