نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کسان مشغول کار خویش و من مشغول یار خود

که خواهد آمدن تا زین میان آخر به کار خود

نخواهم پرتو از مهر و فروغ از مه که در عشقت

خوشم با روزهای تیره و شبهای تار خود

باین شادم که نتوانم کنم گردآوری خود را

بکویت گر پریشان ساختم مشت غبار خود

ز بی‌قدری ندارم عزتی ناخوانده مهمانم

ببزم او مکرر آزمودم اعتبار خود

تو را با غیر دیدم کرد غیرت بیخودم ورنه

به زخم کاریی میساختم زین تیغ کار خود

خوشم گر خاک جولانگاه او گشتم بامیدی

که گردم گرد و افتم در قفای شهسوار خود

ز تیغش آن شهید بی‌کسم مشتاق در کویش

که غیر از شمع دلسوزی ندیدم بر مزار خود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق انسانی است که فرد در حال انجام کار خود است، در حالی که محبوب وی نیز به او نزدیک می‌شود. شاعر به عشق و وابستگی‌اش به معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که برای او مهم نیست که محیط اطراف چگونه است؛ او با وجود روزهای تاریک و شب‌های غم‌انگیز، خوشحال است که در تلاش برای نزدیک شدن به محبوبش است. همچنین او به بی‌قدری و نداشتن عزت اشاره می‌کند و از بی‌تابی خود در عشق می‌گوید. شاعر حاضر است حتی رنج‌های فراوان را تحمل کند تا به دیدار معشوق بشتابد و در نهایت از وفاداری و دلسوزی خود سخن می‌گوید.