شمارهٔ ۱۸۴ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
آن خط چون سبزه به بین آن رخ چون لاله نگر
هاله نگر ماه ببین ماه ببین هاله نگر
ژاله فشان از عرق آن عارض چون لاله نگر
ژاله نگر لاله ببین لاله ببین ژاله نگر
رفت و کنون شام و سحر تا در او از دل من
آه پی آه روان ناله پی ناله نگر
گرشب غم زانچه کشم آگهیت نیست بیا
شمع صفت آه مرا اشک ز دنبال نگر
گریه من زهر چکان ناله من شعله فشان
ناله نگر گریه ببین گریه ببین ناله نگر
دوش گرفتم ز لبت بوسی و امروز بیا
بر لبم از گرمی آن جوشش تبخاله نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زبانی زیبا و استعاری به توصیف زیباییها و احساسات عمیق خود میپردازد. او به تشبیههای طبیعی مانند سبزه و لاله اشاره میکند و از هاله نور ماه صحبت میکند. احساساتی چون غم و عشق در شعر نمایان است، به طوری که شاعر از گریه و آههایش و اثرات آن بر دلش میگوید. او از حال و هوای شب و روز میگوید که به خاطر عشقش دچار دلتنگی و درد است و در نهایت به یادآوری بوسهای از معشوق و ناامیدی از دیدار دوباره او میپردازد. کل شعر آکنده از احساسات عاشقانه و غمناک است.