نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا

که در دوری به یاران قیمت یاران شود پیدا

ز جنبش کرد مژگان حال چشمت را بیان اما

ز بی‌تابی نبض احوال بیماران شود پیدا

به بزم اهل غفلت آنچه دانا می‌کشد داند

کسی در جرگ مستان گر ز هشیاران شود پیدا

زنند این قوم پر از حق‌پرستی لاف و می‌ترسم

که گر کاوند بت از جیب دین‌داران شود پیدا

رضا باغی بود کآنجا ز آتش سبزه می‌روید

چو خطی کز عذار لاله‌رخساران شود پیدا

چکد حسرت ز سر تا پایم آن حال دگرگونم

که گاه نزع بیمار از پرستاران شود پیدا

دلم را تازه‌رویی اشک غم مشتاق می‌بخشد

طراوت باغ را چندانکه از باران شود پیدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و تفکرات خود درباره‌ی دوری از یاران و احساسات ناشی از آن می‌پردازد. او به تأثیر حرکات خاص چشمان محبوبش اشاره می‌کند و از بی‌تابی و دردهای عاشقانه سخن می‌گوید. همچنین، او به تضاد بین دانایی و نادانی در بزم اهل غفلت اشاره می‌کند و از ترس او از ریاکاری‌ها و نفاق در جامعه سخن می‌گوید. شاعر از زیبایی‌های طبیعی و تأثیر آن بر دل و احساسات خود نیز یاد می‌کند و حسرت و غم را که ناشی از جدایی و ناتوانی است، به تصویر می‌کشد. در پایان، به طراوت و زندگی که از باران و محبت ناشی می‌شود اشاره می‌کند.