شمارهٔ ۲۲۲ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
جهان روشن ز مهر عالمافروزی که من دارم
دلی تاریکتر از شب بود روزی که من دارم
بیا و از زلال وصل بنشان آتشم تا کی
جگرها سوزد از آه جگرسوزی که من دارم
ز آه و نالهام صدجان و دل زخمی مشو ایمن
ز تیغ جانشکاف و تیر دلدوزی که من دارم
ز شب تاریکتر روز من و از روز روشنتر
شب اغیار از شمع شبافروزی که من دارم
ز زلفش دل به صد افسون گرفتم لیک کی سازد
فراموش آشیان مرغ نوآموزی که من دارم
نباشد فکر جانهای غماندوزت عبث تا کی
غماندوزی کدجان غماندوزی که من دارم
برم مشتاق آمد یار همراه رقیب اما
ببین فیروزی این بخت فیروزی که من دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق، درد و امید است. شاعر اشاره میکند که با وجود روشنایی عشق، دلش همچنان تاریک است. او از معشوق خود میخواهد تا با وصال، آتش درونش را خاموش کند و زخمهایش را شفا بخشد. در حالی که به ناراحتی و غم عمیقش اشاره میکند، همچنین به زیباییهای عشق و روشناییهایی که در زندگیاش تجربه کرده است، میپردازد. در نهایت، شاعر به پیروزی و خوشبختی اشاره میکند که در انتظارش است، حتی با وجود رقبای عشق.