نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

شه من ترا نشان نه که من گدات جویم

همه حیرتم ندانم ز که و کجات جویم

چو به گنج‌های عالم تو به دست کس نیایی

به کدام برگ یارب من بینوات جویم

من دور از آستانت طلبم چه زین و آنت

ندهد کسی نشانت مگر از خدات جویم

نه بدوستی نه دشمن نه به گلشنی نه گلخن

زکه‌ات طلب کنم من ز کدام جات جویم

بسر شکار خود آ تو شکار پیشه تا کی

بشکنج دام هجران من مبتلات جویم

بدعا نجات باید طلبیدن از هر آفت

تو چه آفتی ندانم که به صد دعات جویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر ابراز عشق و تمنا به معشوق است. شاعر از درک و یافتن نشانه‌ای از محبوب خود ناتوان است و در حیرت به سر می‌برد. او به جستجوی محبوبش در هر جایی می‌پردازد اما هیچ نشانه‌ای نمی‌یابد. شاعر به اوضاع خود و دوری از محبوب اشاره می‌کند و از اینکه نه دوست و نه دشمن، نمی‌داند از کجا باید او را پیدا کند، ابراز نا امیدی می‌کند. همچنین اشاره می‌کند که باید از آفات رهایی یابد و نمی‌داند که چه آفتی او را آزار می‌دهد. در نهایت، این شعر احساسات عمیق و گمگشتگی شاعر در عشق را نشان می‌دهد.