شمارهٔ ۲۴۴ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عاقل کجا و بر سر دنیا گریستن
امروز باید از غم فردا گریستن
گوشد دلم بصرفه خون و فغان کزو
باید گرفت قطره و دریا گریستن
باشد نتیجه دل پرخون عاشقان
در محفل نشاط چو مینا گریستن
یکقطره آب و بره تشنه خارها
باید مرا بآبله پا گریستن
ابریست دیده تر مجنون او که هست
کارش همین بدامن صحرا گریستن
چون شیشه شکسته مرا از هجوم شوق
باید ببزمت از همه اعضا گریستن
مشتاق غیر خار چه روید ز شوره بوم
تا کی بدشت خار تمنا گریستن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود میپردازد و از غم و اندوهی که ناشی از عشق و دوری است صحبت میکند. او به عاقلانی اشاره میکند که در این دنیا از غم گریه میکنند و به این نکته میپردازد که دل او به خاطر دردهایی که تحمل میکند، باید گریه کند. در ادامه، او از گرفتار شدن در عشق و حماقت خود سخن میگوید و به صحنههایی از اشک و درد اشاره میکند. شاعر به زیبایی تضادهایی چون شوق و غم، بینهایت و محدودیت، و عشق و اندوه را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه احساسات عمیق میتوانند انسان را به گریه وادار کنند.