نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۵ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

لطف از اول داشت یار من به من

زآن سبب نگذاشت کار من به من

بست از خونم حنا دیدی چه کرد

عاقبت از کین نگار من به من

تا رود کی بر سر کویش به باد

مانده این مشت غبار من به من

غنچه‌سان خون شد دلم تا کی ز لطف

رخ نماید گل‌عذار من به من

زد به تیر و بر سرم ناید ببین

خصمی عاشق‌شکار من به من

گر به دل بینم رخش از لطف اوست

داده این آیینه یار من به من

کج‌روم من او عنانم دارد آه

گر دهد یار اختیار من به من

از هنر مشتاق نالم نه ز چرخ

کین شکست آمد ز کار من به من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از لطف و محبت معشوق خود یاد می‌کند و تأثیر آن را بر زندگی‌اش شرح می‌دهد. او از رنج‌ها و بدبختی‌هایی که به خاطر عشقش متحمل شده، صحبت می‌کند و به علاقه و شوق عمیقش اشاره می‌کند. همچنین، شاعر از حالت ناامیدی و بلاتکلیفی‌اش در انتظار دیدار معشوق صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که تمام احساساتش تحت تأثیر عشق اوست. به طور کلی، این شعر حسرت و شادی ناشی از عشق را به تصویر می‌کشد.