شمارهٔ ۲۵۴ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مکن از حرف دشمن بیوفا ترک وفاداران
نه یار است آنکه از حرف غرض کو رنجد از یاران
ندارم با اسیران دگر نسبت بدان قدرم
که در دامت منم سرحلقه خیل گرفتاران
خدا را چارهام کن کامد از دردت بلب جانم
که بدنامی است از بهر طبیبان مرگ بیماران
نسوزم چون بداغ شوق وصلت کافکند آتش
بجان دانه لب تشنه شوق حسرت باران
سیه شد همچو شب روزم ز خوبان این سزای آن
که جوید پرتو مهر و وفا زین ماه رخساران
مزن لاف وفا پیمان ما مشکن مکن کاری
که نه شرط وفا باشد نه آئین وفاداران
دل از وصلش بکن مشتاق کان در گران قیمت
به دست مفلسی کی افتد از جوش خریداران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره وفا، عشق و درد جدایی است. شاعر از وفاداری سخن میگوید و هشدار میدهد که به حرفهای دشمنان بیوفا توجه نکن. او تأکید میکند که مهر و وفا باید در میان دوستان باشد و نه از حرفهای کسی که قصد آزار دارد. شاعر به شدت از عشق و شوق وصال میسوزد و از درد جدایی مینالد. همچنین، وی بر این نکته تأکید میکند که نباید پیمان وفا را بشکنیم و دل از عشق برکنیم چرا که این عشق ارزشمند است و نمیتواند در دست بیاردها باشد. در نهایت، شاعر در حسرت وصال و تشنگی برای محبت میسوزد.