نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۹ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

از آن تنها کند پرخون دل من

که هر دل را نخواهد چون دل من

بسختی چون دل لیلی دل او

بنرمی چون دل مجنون دل من

چه حالست اینکه چشمت بر دل غیر

زند تیر و کشد در خون دل من

بدامت بیشتر نالد که سختی

ز دلها می‌کشد افزون دل من

بیا از دوریت تا چند باشد

غمین جان من و محزون دل من

هنوز آنچشم بود از فتنه خالی

که شد بر شیوه‌اش مفتون دل من

درین گلشن کدامین غنچه مشتاق

دلش باشد ز تنگی چون دل من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از درد و رنج عاطفی عشق صحبت می‌کند. شاعر با اشاره به دل خود، از عواطف عمیق و زخم‌هایی می‌گوید که تنها دل او می‌تواند تجربه کند. او از سختی و نرمی دل‌های دیگر مانند دل لیلی و مجنون یاد می‌کند و به این مسئله می‌پردازد که چشمان محبوبش چگونه به دل‌های دیگر تیر می‌زنند و او را می‌آزارد. در نهایت، شاعر از فراق محبوب شکایت می‌کند و به غم و اندوه خود که ناشی از دوری اوست، اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر به شدت احساسات عاشقانه و دلتنگی را به تصویر می‌کشد.