نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۱ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بی‌تو کوشم در فنای خویشتن

تیشه‌ام اما بپای خویشتن

ریختی خونم بجرم دوستی

عاقبت دیدم سزای خویشتن

زد بتیغم بوسه بر دستش زدم

خود گرفتم خونبهای خویشتن

گلبن نوخیز من یکره بپرس

حال مرغ بینوای خویشتن

دردمندان غمت درمان طلب

ماو درد بیدوای خویشتن

دیدمش در خویش و جان دادم ز شوق

خویش را کردم فدای خویشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق عشق و فراق می‌پردازد. شاعر از تلاش خود برای فراموشی و رهایی از غم و اندوه صحبت می‌کند، اما در عین حال، نشان می‌دهد که عشقش به معشوق او را مجذوب و حتی آسیب‌دیده کرده است. او به نوعی درگیر دوگانگی‌است: از یک سو می‌خواهد خود را از عشق رها کند و از سوی دیگر نمی‌تواند نسبت به معشوق بی‌احساس باشد. به طور کلی، اشعار به بیان درد و شوق عاطفی و تأثیر عمیق عشق بر وجود شاعر می‌پردازد.