نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۳ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

به توان گفتن کدامین عضو از اعضای تو

خوب‌تر از یکدگر باشند سرتا پای تو

بر نتابد رنگ شرک مدعی عشق غیور

بر سر آن کوی جای ما بود یا جای تو

رخ بپایت سوده جا دارد کشد هر دم بخاک

افسر خورشید را از رشک نقش پای تو

جای نازت با رقیبان است هر دم صد نیاز

هست گویا خاصه از بهر من استغنای تو

زان ننالم نیست با من دانمت چون التفات

سوزدم با غیررشک لطف پا برجای تو

میرود زین خاکدان مشتاق و خواهد بوسه‌ای

توشه راه عدم از لعل روح‌افزای تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و از خود می‌پرسد که کدام یک از اعضای زیبای او از دیگری زیباتر است. او بیان می‌کند که عشق واقعی و غیور نمی‌تواند به رنگ شک و تردید مبتلا باشد. همچنین، زیبایی و جذابیت معشوق آنقدر زیاد است که می‌تواند نور خورشید را تحت الشعاع قرار دهد. در ادامه، شاعر به نیاز و خواست هایش از معشوق اشاره می‌کند و از این که احساساتش تنها مخصوص اوست، سخن می‌گوید. در پایان، شاعر با حسرت و اشتیاق، به آرزوی بوسیدن معشوق و سفر به دنیایی دیگر اشاره می‌کند.