نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۹ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نمی‌دانم چو رفتی از قفا بینی به کس یا نه

مرا هست ای خدنگ جسته میل باز پس یا نه

جهاندی رخش و رفتی هست آیا در دلت میلی

که هم از نیمه‌ره کردی عنان تاب فرس یا نه

درای ناقه‌ات گردد چو گرم ناله می‌افتی

به یاد ناله‌ام از ناله زار جرس یا نه

به منزل هیچ می‌گویی چشد آن را که ماند از من

به رنگ نقش پا در گام اول بازپس یا نه

چو بینی بلبلی نالان به قیدی هیچ می‌گویی

که روزی داشتم مرغ اسیری در قفس یا نه

ترا پیوسته با اغیار بود الفت هنوز آیا

به رنگ شعله‌ای سرگرم با هر خار و خس یا نه

کنم از دوریت پیوسته فریاد و نمی‌دانم

به گوشت می‌رسد فریادم از فریادرس یا نه

گه سیرت برون از خطه تبریز یادآور

ز طغیان سرشکم شورش رود ارس یا نه

هوس مشتاق دارم رجعتش اما نمی‌دانم

که خواهم مرد و خواهد در دلم ماند این هوس یا نه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به موضوع دلشکستگی و جدایی می‌پردازد و از حال و روز خود بعد از دوری معشوق می‌گوید. او می‌پرسد آیا معشوق هنوز به یاد اوست یا خیر. او به حال دل خود و اشتیاقش برای بازگشت معشوق اشاره می‌کند و احساس می‌کند که شاید فریادها و ناله‌هایش به او نمی‌رسند. شاعر همچنین به یادآوری لحظات گذشته و عشق‌های گمشده‌اش می‌پردازد و در نهایت به نوعی شک و تردید نسبت به آینده و احساساتش اشاره می‌کند.