شمارهٔ ۲۷۳ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ندانم میکنی گاهی به غربت یاد من یا نه
به خاطر آیدت زین مانده بیکس در وطن یا نه
ترا در مصر دولت بر سریر عزت آگاهی
ز حال پیر کنعان هست در بیتالحزن یا نه
به یاران نوت در طرح بزم عشرت افکندن
به خاطر میرسد محرومی یار کهن یا نه
به یادت هیچ میآید به پاداش وفای تو
ز بیداد بداندیشان کشیدم آنچه من یا نه
به گوشت هیچ میگوید صبا کان خسته هجران
کشید از دوریت سر در گریبان کفن یا نه
به زندان غمت زان خون که مینوشم خبرداری
به گاه بادهپیمایی به گلگشت چمن یا نه
گهی آری به یاد این تلخکام زهر حرمان را
که مرد از حسرت یک بوسه زان کنج دهن یا نه
برم مشتاق دانم آید و اما نمیدانم
که تا آید ز درد هجر خواهم زیستن یا نه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر درباره غم و دوری از معشوق میپردازد. شاعر از غربت و تنهایی خود صحبت میکند و میپرسد که آیا معشوق به یاد او هست یا خیر. او به وضعیت خود در وطن اشاره میکند و دربارهی حال خوب معشوق در مکانی که در آن عزت دارد، تعجب میکند. شاعر از وفاداریاش سخن میگوید و از بیدادهایی که از سوی بداندیشان تجربه کرده، رنج میبرد. در نهایت، او از درد ناشی از دوری و هجران میگوید و به این فکر میکند که آیا وقتی معشوق به یاد او باشد، او همچنان زنده خواهد ماند یا خیر.