نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۹ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

از پرتو مهر، شد آخر آن ماه

محفل فرزندم، الحمدالله

دامان خرگاه، تا برزد آن ماه

شد ماه پنهان، در زیر خرگاه

ما را بکویش خیزد چه از آه

آن قصر عالی این رشته کوتاه

غیر و من آخر تا چند باشیم

مقبول مجلس مردود درگاه

نخلیست مقصود کورا و ما را

شاخیست سرکش دستیست کوتاه

چون آفتابش گویم که باشد

ماه من و مهر آن مهر و این ماه

او همدم غیر وز رشک ما را

آهی و صد اشک اشکی و صد آه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق شاعر درباره فرزندش و دوری از اوست. شاعر از وجود یک ماه اشاره می‌کند که نماد زیبایی و عشق فرزندش است. او احساس می‌کند که این زیبایی در پنهان است و از محدودیت‌ها و فاصله‌ها رنج می‌برد. همچنین به مقایسه‌ای بین خود و دیگران می‌پردازد و از ناکامی در جلب توجه و قبول در محفل‌های اجتماعی صحبت می‌کند. در نهایت، نویسنده به اندوه و اشک‌های ناشی از عشق و حسرت اشاره می‌کند.