نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۶ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سرای دیده‌ام منزلگه جانانه بایستی

درین خاتم نگین آن گوهر یکدانه بایستی

بکویت خانه‌ای بهر من دیوانه بایستی

ولی آنهم ز سیل اشک من ویرانه بایستی

من زآن سان که با او آشنا بیگانه از عالم

بمن او آشنا وز عالمی بیگانه بایستی

ندیده شادی وصلت غم هجران کشم تا کی

تهی زین زهر و پرزان باده‌ام پیمانه بایستی

مرا در بیضه بود ار بود فارغ بالی کانجا

نه جست‌وجوی آب و نه سراغ دیوانه بایستی

دل من از تو مخزون و دل اهل هوس خرم

ز لطف و قهرت این آباد آن ویرانه بایستی

شود سنک ره ما کفر و دین تا کی به کوی او

رهی پیدا میان کعبه و بتخانه بایستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ابراز longing و عشق عمیق شاعر به محبوبش می‌پردازد. شاعر از منزلگاه محبوبش به عنوان محلی با ارزش و زیبا یاد می‌کند و از آرزوی داشتن خانه‌ای در نزدیکی او صحبت می‌کند. همچنین، شاعر احساساتی از جمله غم و شوق را توصیف می‌کند و به تضاد بین خوشی و غم می‌پردازد. او به محبت و قهر محبوب اشاره کرده و نشان می‌دهد که در جستجوی عشق واقعی است، حتی اگر این مسیر دشوار باشد. در کل، این شعر نمایانگر جدایی، عشق و جستجوی هویتی واقعی در ارتباط با معشوق است.