نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۴ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ار مهر و وفا تو هرچه داری

با دوست نداری ارچه داری

دین و دل و جان ماست بهرت

تا زین همه چشم بر چه داری

از جور تو فارغند اغیار

با ما داری تو هرچه داری

مستی و کشیده تیغ مشتاق

حیران که تو در نظر چه داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره محبت و وفاداری به معشوق است. شاعر بیان می‌کند که تمام دارایی‌ها و احساساتش به خاطر دوستش است و از او انتظار دارد که این محبت را reciprocate کند. او اشاره می‌کند که دیگران از مشکلات و سختی‌های معشوق فارغند، اما او همچنان درگیر احساسات خود نسبت به اوست. در پایان، شاعر به حالتی از سرمستی و حیرت اشاره دارد که ناشی از عشق و دلبستگی به معشوق است.