شمارهٔ ۳۴ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مرهم نکند فایده داغ دل ما را
یارب برسان چشم و چراغ دل ما را
انداختهاش از کف و گم کرده بگیرید
از دلبر ما نیز سراغ دل ما را
آن باده کشانیم که جز خون جگر نیست
همچون قدح لاله ایاغ دل ما را
گو رنگ ترا دیده ما ننگرد ای گل
بوئی ز تو کافیست دماغ دل ما را
مشتاق، بَرد گَرد ملال از دل ما اشک
گو ابر مشو سبزه باغ دل ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و داغ دل شاعر است. او از خداوند میخواهد که درد و غم دلش را مرهم بگذارد و نوری به دلش بخشد. شاعر حسرت و yearning خود را برای دیدن معشوق بیان میکند و از او میخواهد که از حال دلش باخبر شود. همچنین اشاره میکند که عشق واقعی او به اندازهای عمیق است که حتی از دیوانگی هم فراتر رفته است. در نهایت، شاعر از باران و بهار میخواهد که غم و ملالت او را بزداید و به دلش شادابی و زندگی ببخشد. به طور کلی، شعر نشاندهنده حس عاشقانه و درد عمیق ناشی از دوری معشوق است.