نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نگارم در کنار و ساغر می بر لب است امشب

شبی کامد مساعد کوکب من امشب است امشب

زلال وصل در کام من و از آتش غیرت

دل و جان غیر را تا صبح در تاب و تب است امشب

بود در هاله آغوش من آن مه نمی‌دانم

نصیبم این سعادت از کدامین کوکب است امشب

ز هجران بود دیشب تلخ و شیرین‌تر ز جان شهدی

به جامم از لب شیرین آن شیرین‌لب است امشب

بسم زین باغ تا روز جزا در کامم این لذت

کز آن سیبِ زنخدان و ترنجِ غبغب است امشب

چنان آسوده جانم از غم هجران که پنداری

نه جان دوش جان دیگرم در قالب است امشب

نوای عیش مشتاق از وصال او به لب دارم

نه کارم آه و زاری تا سحر چون هرشب است امشب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حال و هوای شب و وصال معشوق سخن می‌گوید. او در کنار محبوبش (نگار) و با ساغری در دست، لحظات خوشی را سپری می‌کند که به گفته‌اش، شب بسیار مناسبی برای او است. شاعر از آتش غیرت و احساسات شدید خود در این شب سخن می‌گوید و از خوشحالی و آرامش خود در آغوش محبوبش یاد می‌کند. او در حالی که از شب‌های گذشته با حسرت یاد می‌کند، این شب را با طعم لذیذ وصال و عشق توصیف می‌کند و احساس می‌کند که غم جدایی دیگر برایش بی‌معنا شده است. شاعر امیدوار است که این لحظات خوش، تا روز قیامت ادامه داشته باشد.