نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

منت ز سر زلف توام یکسر مو نیست

چاکیست دلم را که سزاوار رفو نیست

آن مه که مه چهارده‌اش چون مه‌رو نیست

در شهر بنیکوئی او هیچ نکو نیست

آن سلسله کازادی او نیست میسر

جز سلسله موی تو ای سلسله مو نیست

منعم مکن از شاهد و مطرب که بهشتی

گر هست جز آواز خوش و روی نکو نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد. او می‌گوید که زیبایی و محبت معشوقش برایش بسیار ارزشمند است و هیچ چیزی نمی‌تواند جای آن را بگیرد. با اشاره به اینکه دلتنگی و غم به راحتی قابل ترمیم نیستند، به این نکته اشاره می‌کند که هیچ چیز مثل موهای معشوقش برایش خوشایند نیست. همچنین، او از خوشی‌هایی چون زیبایی و موسیقی که در بهشت می‌تواند وجود داشته باشد، سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که جز زیبایی معشوق و آواز خوش، چیز دیگری ارزش ندارد.