شمارهٔ ۶۶ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گلی و گل رخی تا در چمن هست
خروش بلبل و افغان من هست
دلم در سینه خون گشت و نگفتی
که یعقوبی درین بیت الحزن هست
چه با کوه غمت سازم گرفتم
بدستم تیشهای چون کوهکن هست
گلستانیست کویت از شهیدان
که هر گامش دوصد خونین کفن هست
مرا در کوی او ره نیست مشتاق
وگرنه بلبلی در هر چمن هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره احساسات عمیق عشق و غم است. شاعر به زیبایی گلها و بلبلان در چمن اشاره میکند و از درد دل خود میگوید که در سینهاش وجود دارد. او به یعقوب، شخصیتی غمگین، اشاره میکند و بیان میکند که غم او همچون کوه است. شاعر به کوی محبوبش اشاره میکند که مملو از شهیدان و یادآور درد و رنجهاست. او احساس میکند که در این مسیر به محبوبش دسترسی ندارد و این حس او را همچون بلبلی در چمن رها شده احساس میکند.