شمارهٔ ۶۸ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در چمن جوری که از باد خزان بر گل گذشت
انتقام آن ستم باشد که بر بلبل گذشت
کرده مرغان چمن را غیرتش آشفته حال
بازپنداری صبا بر طره سنبل گذشت
زیر آب از گریهام نبود کنون طاق سپهر
بارها سیل سرشگم از سر این پل گذشت
در چمن آن بلبل افسردهام کز دل مرا
برنیامد ناله زاری و فصل گل گذشت
از جفای خار مرغان قفس آسودهاند
آه از آن محنت که در گلزار بر بلبل گذشت
ترک عالم آید از مشتاق چون آید بهار
از سر پیمانه نتواند به فصل گل گذشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به غم و اندوه بلبلان در چمن اشاره دارد که از ظلمی که بر آنان رفته، رنج میکشند. بلبلان در فصول گل و بهار، باوجود زیباییهای طبیعت، دچار افسردگی و غم هستند. شاعر از تأثیرات غمانگیز این وضعیت بر زندگی موجودات چمن صحبت میکند و به طور خاص به بلبلانی میپردازد که از فراق گلها و مشکلاتی که در گلزار بر آنها گذشته، ناله نمیکنند. شعر نشاندهندهٔ احساسات عمیق و تلخی است که در دل طبیعت و جانداران وجود دارد، و دغدغههای عاشقان را در انتظار بهار بیان میکند.