نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ننالم در قفس ای گل ز جور خار هجرانت

از آن نالم که نالد مرغ دیگر در گلستانت

جفا بس رحم کن بر این تن نازک مباد ای گل

برسم دادخواهان خاری آویزد به دامانت

درین وادی ز هر مشت گل آید بوی خون گویا

صبا افشانده هر سو گردی از خاک شهیدانت

کشیدم زیر تیغت ناله اما چه می‌کردم

خدا ناکرده گر می‌کرد از قتلم پشیمانت

مکن مشتاق ترک او ز رشک مدعی ورنه

به زودی می‌کشد صبر کم و درد فراوانت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل از درد و رنج خود به خاطر فراق معشوق صحبت می‌کند. او در قفس احساس حبس می‌کند و از خارهای جدایی شکایت می‌کند. شاعر به معشوق می‌گوید که بر او رحم کند و نگذارد آزار بیشتری ببیند. او همچنین اشاره می‌کند که در این مکان بوی خون شهیدان به مشام می‌رسد و حسرت و درد را بیشتر احساس می‌کند. در نهایت، شاعر هشدار می‌دهد که اگر معشوق از او دور شود، صبرش به سر خواهد آمد و دردهایش افزایش خواهد یافت.