شمارهٔ ۷ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باد بگو آن شه رعنا پسران را
سر خیل بتان خسرو زرّینکمران را
ناخن زن داغ دل ارباب محبت
صیقلگر آئینه صاحبنظران را
بر هم زن شیرازه جمعیت عشاق
آشفته کن رشته شوریده سران را
کای رفته بغربت ز غمت شیشه صبرم
نازکتر از آن گشته که دل نو سفران را
دارم بره شوق من خاکنشین چند
چون نقش قدم چشم به حسرت نگران را
ننویسی اگر نامه پیامی که تسلی
بخشد من مهجور بفرقت گذران را
مشتاق بس این ناله جانسوز که آن شوخ
هرگز نفرستد خبری بیخبران را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از عاشقانههای شاعر در وصف عشق و دلتنگی است. شاعر از باد میخواهد که پیغام عاشقی را به معشوق برساند و او را در جمع عاشقان بیاراید. او از درد فراق و دوری از محبوب سخن میگوید و احساس میکند که صبرش به پایان رسیده است. شاعر به یادهایی از عشق و آرزوهایش اشاره میکند و امیدوار است که خبری از معشوق دریافت کند تا آرامش یابد. در نهایت، نالههای او نشاندهنده شدت عشق و longing اوست که هرگز جواب نمیگیرد.