شمارهٔ ۸۰ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دور از توام بجز غم و رنج و ملال چیست
باشم بحال مرگ مپرسم که حال چیست
گفتم خیال وصل تو دارم بخشم گفت
من کیستم که ای تو ترا در خیال چیست
در دم بود کشنده دگر از دوا مگو
بس کن طبیب درد سر این قیل و قال چیست
فریادرس ندیده درین دشت هیچ کس
این آه و ناله جرس هرزه نال چیست
بر باد رفت خاک من از جورت وز من
درد ترا هنوز غبار ملال چیست
نگذشته بطرف چمن گر تو صبحگاه
گل را ز شبنم این عرق انفعال چیست
مشتاق بسکه تشنه لب آب تیغ تست
نشناسد اینکه خون چه و آب زلال چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق غم و درد شاعر است. او در نبود معشوق خود، تنها با مشکلات و مشقات زندگی مواجه است و از حال خود بیخبر است. شاعر به خیال وصال محبوبش دلخوش است، اما معشوق در پاسخ به او میگوید که او کیست و این خیال چه معنایی دارد. دردها و نالههایش در دشت بیکس و بییار، بیاثر ماندهاند و هیچکس نیست که به او کمک کند. او به فقدان خود و غبار غم اشاره میکند و به بدهبستان بین طراوت گل و تلخی شبنم میپردازد. در نهایت، او از شدت علاقهاش به معشوق، به تشنگی و عطش خود در مقابل درد و خونریزی اشاره میکند. این شعر به خوبی احساس تنهایی، عشق و ناامیدی را منتقل میکند.