شمارهٔ ۹۶ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عالم خراب از نگه میپرست تست
زآن می فغان که در قدح چشم مست تست
سررشته تپیدن دل نیست در کفم
چون نبض اضطراب و سکونم به دست تست
من با تو همچو شاخ درختم یکی به دار
دست از شکستنم که شکستم شکست تست
من در خمار حسرت یک بوسه و مدام
لب جام باده را به لب میپرست تست
مشتاق از آن چه شکوه که در کوی او شدی
با خاک اگر برابر از اقبال پست تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر بیانگر احساساتی عمیق و عاشقانه است. شاعر در مورد عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و به زیباییهای عشق و دردهای ناشی از آن اشاره میکند. او به نوعی درگیر حالتی مستی و خمار است و از شوق یک بوسه و لحظههای عاشقانه سخن میگوید. همچنین، به حالتی از اضطراب و دلتنگی اشاره دارد که ناشی از عشق است. شاعر خود را مانند درختی میداند که به محبوب آویخته است و این وابستگی را احساس میکند. در نهایت، او درباره شکوه و زیباییهای عشق و تأثیر آن بر زندگیاش مینویسد.